دیدارهای زود به زود
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:12
۱۳۹۶/۰۶/۰۵ دیدارهای زود به زود بعضی وقتا با دیدارهای زود به زود خیلی غافلگیرم میکنی. من عاشق اینجور وقتام. با اینکه میدونم بیشتر با هم بودنمون ممکنه خیلی هم برات خوب نباشه اما نمیتونم بگم نمیام. هر وقت که میگی بیا من با همه ی وجودم دلم میخواد بیام. میدونم ممکنه خودخواهی بنظر بیاد اما خیلی دوست دارم ...
کلافگی!
-
تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 23:12
۱۳۹۶/۰۶/۱۷ کلافگی! تا حالا شده از طنین صدای خودت که دائم توی گوشت یه حرفایی رو زمزمه میکنه کلافه بشی! خیلی کلافم. از این صدای افکارم ، از این صدای وجدانم. دارم دیوونه میشم. از شنیدن حرف های تکراری که هر روز توی گوشم میپیچه و به جز عذاب دادن من هیچ فایده ی دیگه ای نداره خسته شدم. خسته شدم از بس از صب...
رو به رو شدن با حقیقت!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۴/۰۱ رو به رو شدن با حقیقت! مهم نیست چقدر سعی کردم خودم رو گول بزنم ، از اولشم خیلی از حقایق رو میدونستم اما دلم نمیخواست باور کنم. میدونستم برات هیچی نیستم. میدونستم برات فقط به بازیچه ام. یکی هستم که هر وقت بخوای بهم میگی خودمو بکشم کنار. از اولشم گفته بودی. نمیدونم با اینکه میدونستم بلاخره ...
من خیلی ضعیفم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۴/۰۴ من خیلی ضعیفم چقدر تظاهر کردن برام سخت بود ، حتی نمیتونستم نقش آدمای جدی رو برات بازی کنم. با اینکه از اولشم میدونستم اگه رو در رو ببینمت نمیتونم دربرابرت مقاومت کنم اما خیلی سعی کردم تمام قدرتم رو جمع کنم و تا جایی که میتونم مقاومت کنم.هرچند شکست خوردم و بدتر خودمو پیشت بخاطر رفتارای بچگ...
همش دردسر
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۴/۱۷ همش دردسر لعنت به تموم کسایی که دارن ما رو اذیت میکنن.کم خودمون استرس داریم اینام اضافه شدن.زندگیمون مثل فیلمای درام و جنایی شده. نمیدونم کی تموم میشه. چقدر روز خسته کننده ای بود امروز. آخرشم که بعد اون همه دزد و پلیس بازی بدون خداحافظی گذاشتی رفتی گند زدی به اعصابم. خدا لعنتشون کنه! نوشت...
عذاب دوست داشتن
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۴/۱۸ عذاب دوست داشتن چه روزهای بدی دارم.از اون روز که تصمیم گرفتیم تموم کنیم و بعد از اون همه حرفایی که بهم زدیم ، بدجور شکستم. میدونستم این رابطه واسم مثل قمار کردن زندگیمه اما من پشیمون نیستم. با تمام وجودم از تمام روزهایی که کنار هم بودیم لذت بردم و خوشحالم. اما میدونم که باید بس کنم. باید ...
روزهای بی تو
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
عشقم تا کی باید برات بنویسم و نخونی؟ چقدر باید اشک بریزم و نبینی؟ چقدر باید فریاد بزنم دوستت دارم و نشنوی؟ تا کی باید منتظر بمونم و نیایی؟ این تنهایی ، این رنج و این عذاب کی تموم میشه؟ این قلب من از بی تو بودن کی از حرکت می ایسته؟ این روزهای بی تو کی تموم میشه ؟ فکر کردن به فردا تمام آرزوهامو از بین...
چی منو آروم میکنه؟
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۴/۳۰ چی منو آروم میکنه؟ وقتی به اتفاقایی که افتاده فکر میکنم ، به خودم میگم واقعا الان بعد اون همه تصمیم چه درست و چه غلط دقیقا چی منو آروم میکنه؟ اینطور مخفیانه و با ترس درکنار تو موندن یا رفتن و رها کردن همه چیز!؟ نمیدونم قلبم با چی آروم میشه. با اینکه میدونم خیلی چیزا اشتباهه اما جرات درست ...
بازم تو نیستی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۵/۱۰ بازم تو نیستی خدا میدونه که چقدر دلم میخواد باهات به یه سفر برم.فارغ از همه ی ترس ها و نگرانی ها. اما من میرم سفر ولی تو کنارم نیستی. بهت گفتم وقتی از هم دوریم ازم خبر بگیری اما یک هفته هم گذشته و خبری نیست. دلم به حال خودم میسوزه. این همه چشم انتظاری و ناامیدی! مگه من چقدر توانایی دارم! ...
من از فاصله بدم میاد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
xa0 من از فاصله بدم میاد... از راه از اینکه باید سوار ماشین بشی و نیم ساعت بعد برسی به جایی که براشی... من بدم میاد از اینکه اینجا الان آفتابیه و اونجا بارونی من از اینکه باید بپرسم تا بفهمم غذا خوردی یا نه بدم میاد از اینکه از آنلاین بودنت باید بفهمم بیداری و یا حتی اینکه سالمی از اینکه هروقت دلم خ...
وصیت نامه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
۱۳۹۶/۰۵/۱۳ وصیت نامه تا حالا وصیت نامه نوشتید؟ من خیلی نوشتم. از بچگی تا حالا بارها و بارها نوشتمش و بعد که دیدم خبری از مردن نیست پاره اش کردم. هر بار که وصیت نامه مینویسم میبینم حجم ناگواری های بعد از مرگم برای خانوادم بیشتر میشه. اشتباهاتی که من مرتکب میشم و تبعاتش واسه خانوادمه. گاهی که وصیت نام...
صبرم تموم شد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:40
ﻣﻦ ﺁﺭﺍﻣﻢ!ﻓﻘﻂ ﮐﻤﯽ ﺑﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﻡﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﺗﻤﺎﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻧﮕﯿﺮﺩﻫﺮ ﭼﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ی ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻟﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢﺑﺎﺯ ﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ی ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﻡﻣﻦ ﺧﻮﺑﻢ!!!!!ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﮑﻦ... امروز بلاخره صبرم تموم شد و برات پیغام مخفی گذاشتم.نمیدونم از این که این همه منتظرم بذاری چی بدست ...
بازم یه دردسر دیگه!
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 3:37
۱۳۹۶/۰۳/۱۲ بازم یه دردسر دیگه! وقتی همه چی آرومه و اوضاع خوب پیش میره ، مطمئنم که قراره یکی به زودی یه گندی به زندگیم بزنه ! بلاخره دیروز اون شخص خودش رو نشون داد و گند زد به زندگی ما! نمی دونم چرا مردم دست از سر ما برنمیدارن! از تجسس تو زندگی ما چی نصیبشون میشه؟ چرا هیچکس چشم دیدن ما رو نداره؟ از د...
بازم اتفاقای بد
-
تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 3:37
۱۳۹۶/۰۳/۱۶ بازم اتفاقای بد وقتی یه زن عاشق میشه ، براش مهم نیست مردش خوبه یا بد! قضاوتش نمیکنه ، حتی اگه بدونه که مردش یجاهایی لایی کشیده ، بازم به روی خودش نمیاره. وقتی یه زن عاشق میشه حتی اگه بترسه ، حتی اگه بدونه آخرش خیلی درد میکشه ، بازم همه ی شجاعتش رو جمع میکنه و تا آخرش میره. چرا با این که خ
سردرگمی تو
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
۱۳۹۶/۰۱/۲۸ سردرگمی تو نمیدونم چرا وقتی همه چی خوبه و من خوشحالم یهو شادیم خراب میشه. نمیدونم چرا عمر زندگی شاد واسه من خیلی کوتاهه. اونروز وقتی گفتی با پیشنهادم موافقی و مشکلی باهاش نداری من خیلی خوشحال بودم. تو دلم گفتم چقدر خوبه که تو به انجام این کار راضی شدی اونم با اینکه هیچ اجباری درکار نبوده.
عذاب نقش بازی کردن
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
۱۳۹۶/۰۲/۰۹ عذاب نقش بازی کردن اینکه نتونی دردت رو به کسی بگی ، حتی به اونی عاشقشی ، خیلی دردآوره. وقتی تو همه ی فکرات خودت رو کنارش تصور میکنی و روزهات رو با یاد اون میگذرونی اما میدونی که هیچوقت بهش نمیرسی ، خیلی غم انگیزه. اینکه بعد از این همه روزای خوب و خاطراتی که دارید مجبور باشی با مرد دیگه ای
همیشه دوست داشتم...
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
۱۳۹۶/۰۲/۱۱ همیشه دوست داشتم... چیزهای زیادی بوده و هست که دوست داشتم لذت بدست آوردنشان را تجربه کنم.مثلا همیشه دلم میخواست صاحب بالن بزرگی باشم ، بعد در حالی که آذوقه ی یک سفر طولانی را جمع کرده ام ، دور دنیا را انقدر بگردم تا هیچ جایی برای دیدن باقی نماندهمیشه دوست داشتم کلبه ای چوبی در وسط جنگلی س
روزهای پر استرس
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
چقدر این هفته بد و سخت بود. انقدر اذیت شدم کل سیستم بدنم بهم ریخته.حس میکنم این هفته اندازه پنج سال منو پیرتر کرده. خیلی داغون شدم. سردرگم ، بی هدف ، افسرده ، مضطرب و نگران بودم. نمیدونم شاید این یه تلنگر بود واسم که برای آینده یه تصمیمایی بگیرم. و شاید یه زنگ خطر بخاطر رفتارهای اشتباهم. نمیدونم...
بازم استرس
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
۱۳۹۶/۰۲/۱۷ بازم استرس نمیدونم چرا این ماه پر از استرس بود! به خیال خودم اردیبهشت فصل گردش و عشق و خوشگذرونی بود ، اما فقط تو این ماه ناراحتی کشیدم.اینم از الان! خیلی نگرانم. نمیدونم چی میشه اگه فکری که میکنم واقعیت داشته باشه، رسما دیگه بدبخت میشم.نمیدونم باید چیکار کنم. قدرت تصمیم گیریم رو از دست د
بگو خلاصم کن!
-
تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 14:38
۱۳۹۶/۰۲/۱۹ بگو خلاصم کن! وقتی خانوادم بهم گفتن تحمل هیچ اشتباهی از سمت من رو ندارن زندگی رو سرم خراب شد. به خودم گفتم اگه اونا بدونن که من چه کارایی کردم هیچوقت منو نمی بخشن. من تک و تنها رها میشم. نه فقط اونا رو از دست میدم بلکه باعث آسیب دیدن زندگی خواهرام هم میشم. بعد به خودم گفتم اگه بعد از تمام