کفشی که سایز من نیست!
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
خوشحالی؟از این که نادیده ام میگیری و باعث میشی احساس بی ارزشی کنم؟ میدونی چه احساسی دارم؟ حس میکنم دارم پامو تو کفشی که سایز من نیست فشار میدم. هربار که سعی میکنم پامو به زور توش جا کنم نتیجه اش اینه که خودم بیشتر آسیب میبینم و مجروح میشم. شاید باید پامو از توی این کفش بکشم بیرون!
از انتظار کشیدن متنفرم
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
اگه یه چیزی باشه تو زندگی که خیلی من ازش بدم بیاد اون منتظر بودن و سردرگمیه. از اینکه ندونم دقیقا باید چیکار کنم و فقط منتظر بمونم خیلی عذاب می کشم.تو هم درست دست گذاشتی رو نقطه ضعف من! از صبح زنگ میزنی بعد غروب میای! بابا این اعصاب لعنتی به هم میریزه دیگه. روزمون خراب میشه بعدش...
به عشقت نیاز دارم
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
یه وقتایی انقدر دلتنگ میشم که آرزو میکنم کاش دقیقا همون لحظه کنارم بودی تا بغلت میکردم و با بوییدن عطر تنت آروم میگرفتم! یهو این گوشی لعنتی و برمیدارم و دلم میخواد یه عالمه حرف برات بنویسم و تهش بگم د
مخاطب خاص
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
ﻣﻦ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢﺍﺯ ﺩﻭﺭﯾﺖﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪﻭ ﯾﺎ ﺣﺘﯽﺗﺎﺳﻒ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪﺍﻣﺎ ﭼﻪ ﻓﺎﯾﺪﻩﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ خاص ﺩﻝ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﻫﺴﺘﯽﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽﻧﻪ ﺳﺨﻨﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ...!ﻭ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ،ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﻮﯾﻢﺷﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﻮﻡ...
دست و پام بسته است
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
از این که انقدر دست و پام بسته است کلافه ام. من به عنوان یه آدم بالغ که نزدیک سی سال از سنش میگذره هنوز نمیتونم برای خودم تصمیم بگیرم. با اینکه خیلی وقته میخوام تنها زندگی کنم اما همش باید به خانوادم
باید با این همه سردی چیکار کنم؟
-
تاریخ: 1397/11/26 ساعت: 15:34
وقتی هر روز منتظری، وقتی انتظارت از روزها تبدیل به هفته ها میشه و وجودت پر از نیاز در کنارش بودن میشه دیگه تحمل یه روز بیشتر هم برات سخت میشه. وقتی بلاخره انتظار تموم میشه و میاد دلت میخواد محکم بغلش
صبر چاره سازه
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 19:38
۱۳۹۶/۱۰/۲۱صبر چاره سازهخیلی با خودم کلنجار رفتم.خیلی خواستم در مورد رفتنت باهات حرف بزنم اما همش به خودم گفتم صبر کن. به خودم گفتم اگه رفتنت قطعی بشه حرفامو بهت میزنم. گفتم اومدیم و کلی حرف زدم و آخرش جور نشد تو بری!اونوقت من میمونم و یه عالمه حرف که بهت زدم. خوب شد که صبر کردم.امروز گفتی که تصمیم گ...
یه روز برفی و عالی
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 19:38
۱۳۹۶/۱۱/۰۷یه روز برفی و عالیبعد از اینهمه وقت بلاخره یه برف درست و حسابی بارید. صبح که بیدار شدم بدجور دلتنگت شدم. به خودم گفتم کاش امروز بشه ببینمت. وقتی پیامتو دیدم خیلی ذوق کردم. اینکه تو این روز برفی با این راه بندون و با این سختی من از این سر شهر و تو از اون سر شهر خودمون رو به هم رسوندیم برام ...
بازم هیجان
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 19:38
۱۳۹۶/۱۱/۱۱بازم هیجاناین یکی دو هفته برام سخت گذشت. یجورایی میترسیدم که یهو اتفاقی بیافته و بیمارستان بستری بشم. جدای از بستری شدن ممکن بود خیلی چیزا مشخص بشه. خیلی سعی کردم آروم باشم و نذارم اتفاقی بیافته. خدا رو شکر دوباره همه چی خوب شد و برگشت به حالت اول. وقتی از سونوگرافی بهت زنگ زدم و گفتم همه ...
تو داری میری...
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۸/۰۱ تو داری میری... بدون مقدمه تو چشام نگاه کردی و گفتی دوماه دیگه داری واسه همیشه از این شهر میری. از رویاهات و هدفت برای آینده گفتی از همه چی گفتی ، فکر همه چی رو کرده بودی به غیر من! آخرشم گفتی من برم تو چیکار میکنی؟ یکم سوالت خنده دار نبود؟ گفتم هیچی چیکار میخوام بکنم! بلاخره که این رابطه...
ندیدنت حتی از مردن هم بدتره
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
اینکه چقدر دوستت دارم رو فقط خودم میفهمم. تو دوست داشتن منو گذاشتی پای چیزای دیگه.عشق منو جدی نگرفتی. اما هر طوری که هست من و تو یه رابطه ی خاص با هم داریم. یه کشش و وابستگی عجیب. یجوری که هروقت بهت فکر میکنم تو هم بهم فکر میکنی. امروز وقتی تنها تو ماشینت نشسته بودم و از تو آینه نگات میکردم یهو بغضم...
احوالم رو به راه نیست!
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۸/۲۱ احوالم رو به راه نیست! خیلی امروز ازم پرسیدی چمه ، پرسیدی چرا ناراحتم .حتیxa0به جون خودت قسمم دادی ، اما من چیزی نگفتم. خیلی چیزا بود که میخواستم بهت بگم اما نگفتم. ترسیدم حرفا و فکرام به نظرت مسخره بیاد ، ترسیدم بعد از اینکه دلیل ناراحتیم رو بگم برات مهم نباشه. واسه همین نگفتم. امروز خیل...
زندگی من!
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۸/۲۷ زندگی من! نمیدونم از کجا و چطوری این حس شروع شد! من قلبمو دست کسی دادم که نباید! خودمو به راهی سپردم که تهش از اولش مشخص بود ، تنهایی و بن بست! از خط قرمزهایی رد شدم که بخاطرش تا آخر عمرم باید با ترس و نگرانی زندگی کنم. اما به خودم همیشه گفتم ارزشش رو داره. به خودم میگفتم تو دوستم داری. ح...
سردرگمی!
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۹/۰۱ سردرگمی! میدونی من در مقابل تو خیلی سردرگمم. رفتارت یچیزی بهم میگه و زبونت یچیز دیگه.موندم روی کدومش حساب باز کنم! به خودم میگم اگه من براش مهم نیستم پس چرا کارایی رو که من دوست دارم انجام میده؟ چرا عطری رو که میدونه من دوست دارم میزنه؟ چرا کارایی که میگم رو انجام میده؟ چرا با من انقدر وق...
همه چی درهمه!
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۹/۰۶ همه چی درهمه! وقتی میای یکم به شرایط عادت کنی ، یا وقتی یکم اوضاع خوب میشه ، یهو همه چی بهم میریزه! زندگی دوباره اون روی تاریک خودش رو بهت نشون میده! هرچقدر هم که سعی کنی خودتو دلداری بدی و بگی شاید خیری باشه اما دلت راضی نمیشه! بعد به خودت میگی سعی میکنم از این تاریکی بیام بیرون ، اما هر...
کاش جای من بودی...
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۹/۰۷ کاش جای من بودی... خیلی وقتا آرزو میکنم کاش حتی اگه شده فقط یک روز جای من باشی. با چشم من نگاه کنی و با قلب من حس کنی. کاش این دردی که تو دلم هست رو تو هم حس کنی. جای من باشی و تمام روز رو به عشقت فکر کنی. همش به این تلفن خیره بشی و منتظر باشی. که کی یادت می افته ، که چرا جواب پیامتو نمید...
اثری نداره
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:55
۱۳۹۶/۰۹/۱۱ اثری نداره نمیدونم دیگه چطور باید عشقم رو بهت ثابت کنم. حس میکنم هرکاری هم که انجام بدم ، یا هر حرفی که بهت بزنم هیچ اثری روت نداره! به خودم میگم وقتی طرف تو رو نمیخواد حتی اگه رگتم جلوش بزنی براش فرقی نداره! نمیدونم چی میخوای! نمیدونم حتی میخوای باشم یا نه! اصلا چرا داری ادامه میدی این ر...
چطوری همه چی رو رها کنم!؟
-
تاریخ: 1396/7/27 ساعت: 2:53
۱۳۹۶/۰۷/۱۱ چطوری همه چی رو رها کنم!؟ خیلی وقته که تصمیم دارم از این شهر برم. هر چقدر که فکر میکنم میبینم بهترین کاری که میتونم انجام بدم رفته. باید زندگیم رو از نو شروع کنم. باید رشته ای رو که دوست دارم ادامه بدم. باید اونطور که دوست دارم آزاد زن
چقدر میشه قوی بود!
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 10:06
۱۳۹۶/۰۶/۲۲ چقدر میشه قوی بود! گاهی وقتا به خودم میگم چقدر میشه قوی بود؟ واقعا چقدر؟ پیش خودت تا به حال فکر کردی منم آدمم؟ احساسات دارم؟ فکر نمیکنی ممکنه حسودی کنم؟ اینکه منم دلم مسافرت با تو رو بخواد وقتی عکسای سفرت رو نشونم میدی! دلم یه سوپرایز عاشقانه بخواد وقتی از کاری که کردی حرف میزنی! به خودم ...
دومین سالگرد ما!
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 10:06
۱۳۹۶/۰۷/۰۵ دومین سالگرد ما! چقدر زود دوسال شد! از روز اولی که شروع کردیم تا امروز فکر نمیکردم به اینجاها کشیده بشیم. فکر نمیکردم انقدر عمیق زندگیمون با هم درگیر بشه. خیلی خوب امروز رو برای دفعه اول یادمه! وقتی جلوی آینده ایستاده بودیم و بغلم کرده بودی و صورتت کنار صورتم بود! خیلی خوب اون لحظه رو یاد...