خرید بک لینک

۱۳۹۶/۰۹/۰۶


همه چی درهمه!

وقتی میای یکم به شرایط عادت کنی ، یا وقتی یکم اوضاع خوب میشه ، یهو همه چی بهم میریزه! زندگی دوباره اون روی تاریک خودش رو بهت نشون میده! هرچقدر هم که سعی کنی خودتو دلداری بدی و بگی شاید خیری باشه اما دلت راضی نمیشه! بعد به خودت میگی سعی میکنم از این تاریکی بیام بیرون ، اما هر چی تلاش میکنی بیشتر توی این سیاهی فرو میری! نمیدونم باید چیکار کنم! تو که همه ی عزمت رو جمع کردی که بری! این وسط من موندم سردرگم! چیکار کنم؟ بذارم بری؟ بگم نرو نمیری؟ بگم منم ببر میبری؟ خیلی درمونده شدم بخدا! بعضی وقتا به خودم میگم شاید داری از من فرار میکنی و من بیخودی میخوام دست و پا بزنم؟ اما بعد بهم میگی هر ماه میای! دوباره دلم میلرزه! واسه تو این یه ماه دوری عطش میاره و کلی کیف میکنی اما این وسط تا این یک ماه که شاید بیشتر هم بشه ، بگذره من دق میکنم. از این انتظار خسته میشم! میگی عادت میکنی ، اره درست میگی اما میدونی به چی عادت میکنم؟ به نبودن تو عادت میکنم! شاید یکی دوماه اول به قول تو شوق و اشتیاق زیاد بشه اما ، آتیشی که به حال خودش رها بشه خاموش میشه! سرد میشه! اگه اینو واقعا میخوای برو...

نوشته شده توسط لیلا در ساعت | لینک |

برچسب: نویسنده: نگار کریمی‌پور تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 23:55

صفحه بندی