
دوهفته گذشتههر روز به خودم میگم امروز دیگه زنگ میزنه زنگ میزنه و میگه همه چی شوخی بودهبعد که روز تموم میشه و خبری ازت نمیشه به خودم میگم واقعا دیگه نیستیخودمو سرگرم میکنم که یادم نیاد نیستی اما آخر شب که میشه یا یه آهنگ غمگین که پخش میشه قلبم یهو خالی میشه.کاش یجای این دنیا بی من بودی اما زنده بودی نمیدونم باید چیکار کنم خیلی دلتنگتم ......
ادامه مطلب
بلاخره بعد از گذشت سه ماه که برام کابوس شده بود ،درد دلم رو بهت گفتم.گفتم که میدونم اونی که زنگ میزنه کیه.گفتم که اونروز فهمیدم رفتی پیش اون و پیاماش رو خوندم.مثل همیشه گارد گرفتی و سعی کردی قانعم کنی...
ادامه مطلب
حتی با اینکه هر لحظه منتظرم اما دارم خیلی مقاومت میکنم.دارم تمام تلاشم رو میکنم که ازش فاصله بگیرم.که پامو از زندگیش بکشم بیرون. که سعی نکنم خودم رو به زور تو لحظه هاش جا کنم. که سعی نکنم همش بهش یادآوری کنم که منم هستم! حتی با اینکه اینهمه درد آوره اما میخوام که بذارم بره. نمیخوام به اجبار با کسی باشه که بودن و نبودنش براش فرقی نداره. با کسی باشه که براش هیچ مفهومی نداره!...
ادامه مطلب
وقتی هر روز منتظری، وقتی انتظارت از روزها تبدیل به هفته ها میشه و وجودت پر از نیاز در کنارش بودن میشه دیگه تحمل یه روز بیشتر هم برات سخت میشه. وقتی بلاخره انتظار تموم میشه و میاد دلت میخواد محکم بغلش ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۷/۱۱ چطوری همه چی رو رها کنم!؟ خیلی وقته که تصمیم دارم از این شهر برم. هر چقدر که فکر میکنم میبینم بهترین کاری که میتونم انجام بدم رفته. باید زندگیم رو از نو شروع کنم. باید رشته ای رو که دوست دارم ادامه بدم. باید اونطور که دوست دارم آزاد زن...
ادامه مطلب
اینکه چقدر آزرده شدم و قلبم شکسته رو هیچ کس نمی دونه! اما خودم میدونم که دیگه چیزی ازم باقی نمونده! چطور آدم ها انقدر راحت میتونن شخصیت یه انسان رو زیر پا بذارن؟ چطور میتونن هیچ کدوم از خوبی هاش رو در نظر نگیرن؟ چطور می تونن بخاطر دوتا مسئله ی نه چندان بزرگ، همه چی رو نادیده بگیرن و قلب یه آدم رو بشکنن؟ یه آدم تا کی باید بخاطر چیزی که هیچ تقصیری توش نداره تاوان پس بده؟ گناه یه آدم که ناخواسته چوب کار دیگران رو می خوره چیه؟ اون آدم تا کی باید آزرده بشه؟ کی اون رنج و درد به معنی واقعی تموم میشه؟ تا کی باید این سوالا رو از خودش بپرسه، تا کی باید همش یواشکی گری...
ادامه مطلب