خرید بک لینک

امشب اومدم بام لند

یادم افتاد هیچوقت منو اینجا نیاورد همیشه با دوستاش میاومد اینجا.

هرجا که میرم میبینم چقدر فرصت داشتیم که با هم وقت بگذرونیم

خوش بگذرونیم اما من زن خونه شده بودم و اونم بی حوصله تر از اونی که بخواد با من وقت بگذرونه

یه آدم بی حال و بی رمق و بی انرژی که تموم شادی و نشاط منو گرفت

به این فکر میکنم که چقدر پارتنری که شبیه خودت باشه میتونه تو روحیه ات تاثیر بهتری بذاره

من همیشه گول ۶ ماه اولو که مثل ماه عسله خوردم و بعد تو رابطه های اشتباه طولانی مدت گیر کردم و دست و پا زدم

چقدر حس غریبی دارم این روزا مخصوصا اینکه میدونم اون با یکی دیگه اوکی شد و من به هیچیش نیستم و من هنوز به این گوشی منتظرانه و ابلهانه نگاه میکنم

هر از گاهی به خودم میگم لعنت به روزی که باهاش آشنا شدم

برچسب: نویسنده: نگار کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 15:38

صفحه بندی