
حس میکنم دیگه اماده ام که ازت جدا بشم.دیگه به اخر راه رسیدم.از این همه انتظار، از این همه تنهایی و از این همه درد خسته شدم.امیدوارم درک کنی که بیشتر کش دادن این رابطه فقط همه چی رو بدتر میکنه.بذار حالا که خودم میخوام و آمادگیش رو دارم ،به خوبی و خوشی بدون دعوا و کدورت برم.نذار بیشتر از این خرد بشم.دیگه بریدم بخدا دیگه نمیکشم.میترسم اخرش خیلی بد تموم بشه. بخوانید...
ادامه مطلب
خوشبختی رو در خودت جستجو کن. در هرچه که به اون ایمان داری و برات لذت بخشه. خوشبختی گاهی چیزای خیلی کوچیکن ، مثل خوردن یه تیکه کیک شکلاتی ، یا حتی تاب سواری. گاهی برای اینکه خوشبخت باشی باید اول خودت ب...
ادامه مطلب
بلاخره بعد از گذشت سه ماه که برام کابوس شده بود ،درد دلم رو بهت گفتم.گفتم که میدونم اونی که زنگ میزنه کیه.گفتم که اونروز فهمیدم رفتی پیش اون و پیاماش رو خوندم.مثل همیشه گارد گرفتی و سعی کردی قانعم کنی...
ادامه مطلب
امروز یکی از سخت ترین روزهای زندگیم بود.تا لحظه ی آخر منتظر بودم که بهم بگی نرو.گفتم میترسم اما حتی دلداریم ندادی.من خیلی درد کشیدم.اما دیگه تصمیمم رو گرفتم که همه چی برای ما تموم بشه.بعد از اینهمه استرس و ترس دیگه برنمیگردم به روزای قبل.میدونی من دیگه هیچوقت اون لیلای قدیمی که جونش رو برات میداد و هرکاری میخواستی میکرد نمیشم...
ادامه مطلب
یه وقتایی انقدر دلتنگ میشم که آرزو میکنم کاش دقیقا همون لحظه کنارم بودی تا بغلت میکردم و با بوییدن عطر تنت آروم میگرفتم! یهو این گوشی لعنتی و برمیدارم و دلم میخواد یه عالمه حرف برات بنویسم و تهش بگم د...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۸/۲۱ احوالم رو به راه نیست! خیلی امروز ازم پرسیدی چمه ، پرسیدی چرا ناراحتم .حتیبه جون خودت قسمم دادی ، اما من چیزی نگفتم. خیلی چیزا بود که میخواستم بهت بگم اما نگفتم. ترسیدم حرفا و فکرام به نظرت مسخره بیاد ، ترسیدم بعد از اینکه دلیل ناراحتیم رو بگم برات مهم نباشه. واسه همین نگفتم. امروز خیلی غمگین بودم. از اینکه هیچ عکسی با هم نداریم ناراحت بودم. از اینکه موقع رانندگی نمیتونم دستمو بذارم روی دستت ، از اینکه وقتی کنار هم راه میریم نمیتونم دستت رو بگیرم و باید فاصلمو باهات زیاد کنم دلگیرم بودم.امروز تو چند قدمی تو بودم و از تو خیلی دور بودم. از صبح منتظر بودم که بهم خبر بدی بیام. ساعت چهار که دیگه نا امید شده بودم نشستم یه دل سیر گریه کردم ، یهو تو زنگ زدی. بعد که با این همه شوق ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۶/۰۵ دیدارهای زود به زود بعضی وقتا با دیدارهای زود به زود خیلی غافلگیرم میکنی. من عاشق اینجور وقتام. با اینکه میدونم بیشتر با هم بودنمون ممکنه خیلی هم برات خوب نباشه اما نمیتونم بگم نمیام. هر وقت که میگی بیا من با همه ی وجودم دلم میخواد بیام. میدونم ممکنه خودخواهی بنظر بیاد اما خیلی دوست دارم هر روز ببینمت... نوشته شدهتوسطلیلادرساعت|لینک | ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۴/۰۱ رو به رو شدن با حقیقت! مهم نیست چقدر سعی کردم خودم رو گول بزنم ، از اولشم خیلی از حقایق رو میدونستم اما دلم نمیخواست باور کنم. میدونستم برات هیچی نیستم. میدونستم برات فقط به بازیچه ام. یکی هستم که هر وقت بخوای بهم میگی خودمو بکشم کنار. از اولشم گفته بودی. نمیدونم با اینکه میدونستم بلاخره این روز میاد چرا ادامه دادم.چرا ادامه دادی؟ چرا گذاشتی تا این حد پیش بریم؟گیریم که من کور بودم و تو عشقت غرق بودم ، تو چی؟ تو که من برات هیچی نبودم چرا گذاشتی انقدر جلو بریم؟چرا یجور رفتار کردی که باور کنم دوستم داری درحالی که نداشتی؟ هرچند هنوزم پشیمون نیستم اما حس میکنم هنوز داغم! هنوز عمق اتفاقی ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۲۳ رسیدن به خواسته ها بعضی وقتا واسه رسیدن به خواسته ات کلی تلاش میکنی ، به خودت میگی اگه بهش برسی اونموقع خیلی خوشحال میشی. یه مدت بود که یه خواسته ای ازت داشتم ، وقتی قبولش کردی خیلی خوشحال شدم ، امروز اون خواسته رو برام انجام دادی ، من خیلی خوشحال بودم ، تو هم اولش حس کردم خوشحالی ولی بعد...
ادامه مطلب
من هیچ وقت از اینکه گذاشتم وارد زندگیم بشی پشیمون نشدم.اما خب از پایه رابطه ی ما مشکل داشت و نباید شکل میگرفت.به قول خودت تا همینجاشم خیلی جرات کردیم! بهم گفتی یه روزی بود که هیچ کدوممون فکر نمیکردیم حتی بتونیم تو این لحظه ها باشیم ولی الان هستیم.میدونم منظورت این بود که نباید از این بیشتر بخوام.اما نمیتونم چون من واقعا بیشتر از این رو میخوام.خیلی دلیل میتونم داشته باشم اما مهم ترینش اینه که خیلی زیاد دوستت دارم.این حس تعلقی که بهت دارم دست و پامو میبنده.نمیذاره آزاد باشم.انقدری که حتی نمیتونم با کس دیگه ای بودن رو هم تصور کنم.من تصمیم گرفتم تا هروقت که...
ادامه مطلب
شنیدی از قدیم میگن دل به دل راه داره؟! حکایت من و توئه! چون هروقت بهت فکر میکنم تو بهم زنگ میزنی. هروقت چیزی تو ذهنمه تو اون رو به زبون میاری! مثلا همین امروز! داشتم فکر میکردم برم گوشی رو بردارم تا بهت زنگ بزنم که یهو خودت زنگ زدی! وااای خیلی حس خوبیه! آدم ذوق مرگ میشه......
ادامه مطلب