امروز خیلی
غمگینم.خیلی چیزا تو سرمه.گذشته ای که فقط عذابم داده و آینده ی مبهمی که هنوز نیومده. امروز خیلی بهت احتیاج داشتم.دلم میخواست محکم بغلت میکردم و یه دل سیر گریه میکردم.اما خب تو نبودی و من تنهایی گریه کردم مثل همیشه! فکر کنم دیوونه شدم آخه انقدر گریه کردم چشمام میسوزه. اصلا نمی دونم چرا یهو اینطوری شدم؟! شاید بخاطر اینه که خیلی دلم برات تنگ شده ...
برچسب: غم,غمگین,غمازات,غمز البارود,غمگینم,غمازات الظهر,غمزه,غم مخور,غمض عينيك,غم هجران,
نویسنده: نگار کریمیپور
تاريخ: شنبه
20 شهريور
1395 ساعت: 16:33