
دیشب که گفتیاین هفته نیستی خیلی ناراحت شدم.به خودم گفتم عجب زمان بندی بدی برای نبودن!دقیقا تو روزی که چهارمین سالگردمونه و فرداشم تولدمه نیستی.بهت صبح گفتم هیچ انتظاری ندارم اما امروز سالگردمونه، بعد چند ساعت گفتی با این همه مشغله همین که یادته فردا تولدمه خدایی هنر کردی.گفتم فقط میخواستم بدونی.اما خیلی غمگین بودم.از اینکه هیچ سالی این موقع کنار هم نیستیم و شادی نمیکنیم.از اینکه آخرین سالگرده، از اینکه همه چی تمومه ، از همه چی دلخور بودم...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۳۱ نمیدونم چه حسی دارم میدونم این روزا حس میکنی ازت ناراحتم ، میدونم حس میکنی نسبت بهت سرد شدم ، بهم میگی عوض شدم ، میگی قبلا حتی یه هفته دوریت رو هم نمیتونستم تحمل کنم ، الانم نمیتونم تحمل کنم ، یه هفته که هیچی یه روزم برام سخته . با این وجود منم حس میکنم یجوری شدم! اما نمیتونم کاریش کنم. و...
ادامه مطلب
توی دنیایی که حتی نمیدونی چی درسته و چی غلط ، یا اینکه میدونی اما نمی تونی چیزی که درسته رو انتخاب کنی ، چه انتظاری میتونی از فردایی که نمیدونی چطوریه داشته باشی؟ چطور میشه مطمئن بود که از انتخاب امروزت تو آینده پشیمون نمیشی؟ من تو یه سردرگمی بزرگ گم شدم. ازم چیزی رو خواستی که با تمام وجودم میخوام برات انجامش بدم اما واقعا انتخابش برام سخته. درسته که من دوستت دارم اما چون من عاشقم یعنی باید همه چی رو قربانی کنم؟ اگه نسبت بهت مطمئن بودم، اگه اطمینان داشتم ترکم نمیکنی حتی یه لحظه هم تعلل نمی کردم. اما من یه بچه ی دبیرستانی نیستم که عاشق شده باشه. شاید از ر...
ادامه مطلب