
فکر میکنی من هنوزم بهت محرم هستم؟ نه دیگه نیستم!میدونیمن از همون شبی که فهمیدم منو به یکی دیگه فروختی عقد بینمون رو باطل کردم.هر چند میدونم برات مهم نیست اما واسه خودم مهم بود که دیگه مال تو نباشم.ب...
ادامه مطلب
نمیدونم چرا این روزها خیلی بیشتر از قبل غمگین و افسرده ام. هرچیز کوچیکی به شدت عصبانیم میکنه. خیلی حساس و عصبی شدم. از وقتی رفتی و از وقتی حس میکنم فاصله ی بین ما زیادتر از قبل شده، از وقتی حس میکنم ر...
ادامه مطلب
عشقم تا کی باید برات بنویسم و نخونی؟ چقدر باید اشک بریزم و نبینی؟ چقدر باید فریاد بزنم دوستت دارم و نشنوی؟ تا کی باید منتظر بمونم و نیایی؟ این تنهایی ، این رنج و این عذاب کی تموم میشه؟ این قلب من از بی تو بودن کی از حرکت می ایسته؟ این روزهای بی تو کی تموم میشه ؟ فکر کردن به فردا تمام آرزوهامو از بین میبره فردایی که میاد و تو بازم کنار من نیستی! کاش روزهای بی تو بودن تموم بشه ، کاش روزی بیاد که بهم بگی دیگه دلتنگی ها تموم شد ، کاش روزی بیاد که بغلم کنی و بگی تنهایی هات دیگه تموم شد... حیف که تمام این حرفا هیچوقت به واقعیت تبدیل نمیشن اونی که از این به بعد همیشه منو در آغوش میگیره تنهایی و حسرته...
ادامه مطلب
چقدر این هفته بد و سخت بود. انقدر اذیت شدم کل سیستم بدنم بهم ریخته.حس میکنم این هفته اندازه پنج سال منو پیرتر کرده. خیلی داغون شدم. سردرگم ، بی هدف ، افسرده ، مضطرب و نگران بودم. نمیدونم شاید این یه تلنگر بود واسم که برای آینده یه تصمیمایی بگیرم. و شاید یه زنگ خطر بخاطر رفتارهای اشتباهم. نمیدونم... ...
ادامه مطلب
بعضی روزا بدون اینکه بدونم چرا ، میشینم یه گوشه و یه عالمه به چیزایی که اتفاق افتاده فکر میکنم.راستش هنوزم باورم نمیشه که یه ساله با هم هستیم.یه روزایی بود که فکر میکردم فقط باید از دور نگاهت کنم. فکر میکردم بهتره چون نمیشه باهات باشم احساسم رو پنهون کنم. یه روزایی یواشکی بهت نگاه کردن تنها دلخوشی من بود.یه روزایی بود که تنهایی توی پاییز روی برگا قدم میزدم و تصور میکردم تو باهام هم قدمی.تنهایی تاب بازی میکردم و تصور میکردم تو کنارمی.زیر بارون راه می رفتم و تصور میکردم دستم تو دستاته.توی سرمای زمستون دستای یخ زدمو میگرفتم سمتت تا تو برام گرمشون کنی. من خ...
ادامه مطلب