
ما با هم حرف میزنیم ، با هم کار میکنیم ، اما یه جوری برخورد میکنیم انگار هیچی بینمون نبوده.تظاهر میکنیم که همه چی عادیه با اینکه نیست.میدونی اینکه کنارم باشی و حتی نتونم بهت بگم چقدر بخاطر این دوری دا...
ادامه مطلب
از این که انقدر دست و پام بسته است کلافه ام. من به عنوان یه آدم بالغ که نزدیک سی سال از سنش میگذره هنوز نمیتونم برای خودم تصمیم بگیرم. با اینکه خیلی وقته میخوام تنها زندگی کنم اما همش باید به خانوادم ...
ادامه مطلب
چقدر این هفته بد و سخت بود. انقدر اذیت شدم کل سیستم بدنم بهم ریخته.حس میکنم این هفته اندازه پنج سال منو پیرتر کرده. خیلی داغون شدم. سردرگم ، بی هدف ، افسرده ، مضطرب و نگران بودم. نمیدونم شاید این یه تلنگر بود واسم که برای آینده یه تصمیمایی بگیرم. و شاید یه زنگ خطر بخاطر رفتارهای اشتباهم. نمیدونم... ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۱۷ بازم استرس نمیدونم چرا این ماه پر از استرس بود! به خیال خودم اردیبهشت فصل گردش و عشق و خوشگذرونی بود ، اما فقط تو این ماه ناراحتی کشیدم.اینم از الان! خیلی نگرانم. نمیدونم چی میشه اگه فکری که میکنم واقعیت داشته باشه، رسما دیگه بدبخت میشم.نمیدونم باید چیکار کنم. قدرت تصمیم گیریم رو از دست د...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۲۳ رسیدن به خواسته ها بعضی وقتا واسه رسیدن به خواسته ات کلی تلاش میکنی ، به خودت میگی اگه بهش برسی اونموقع خیلی خوشحال میشی. یه مدت بود که یه خواسته ای ازت داشتم ، وقتی قبولش کردی خیلی خوشحال شدم ، امروز اون خواسته رو برام انجام دادی ، من خیلی خوشحال بودم ، تو هم اولش حس کردم خوشحالی ولی بعد...
ادامه مطلب
بزرگترین گناهی که تو زندگیم ناخواسته انجامش دادم دختر بودنمه! امشب یکی از دردناک ترین شبای منه! هرچی گریه میکنم اشکام بند نمیاد. به اندازه ی تموم عمرم امشب ناراحتم. از دختر بودنم و از بی کس بودنم ناراحتم. از اینکه تا میفهمن مردی تو زندگیم نیست شروع میکنن به مقدمه چینی واسه بدست آوردنم حالم دیگه بهم میخوره. خسته ام از این دختر بودن! چرا این مردا بجای اینکه وقتی میبینن چطور دارم سعی میکنم به تنهایی از پس کارهای خودم بر بیام یکم تشویقم کنن فقط سعی میکنن باهام وارد رابطه بشن؟ این چه عذابیه که خدا به من داده؟ چرا همیشه باید اینطوری اذیت بشم؟ من امشب خیلی داغ...
ادامه مطلب
امروز روز جهانی ناشنوایانه! این تنها جمله ی گوینده ی اخباره! همین و بس! خیلی راحت با گفتن یه جمله تموم شد! اما کسی واقعا نمی دونه زندگی یه آدم ناشنوا و خانوادش چطوریه، کسی در مورد رنج و دردایی که اونا کشیدن حرف نمی زنه! هیچ کس از غم دختری که سال هاست تو حسرت صدای پدرشه حرف نمیزنه! کسی از بی پناهی دختری که تا وقتی اطرافیانش میفهمن برادر نداره و پدرش اینطوریه بجای اینکه کمکش کنن فقط به این فکر می افتن که خب طعمه ی خوبی واسه سوء استفادس چون پناهی نداره، خبر نداره! هیچ کس اشکای اون دختر رو نمیبینه وقتی دوستانش از رابطه ی خوبشون با پدراشون حرف می زنن! هیچ کس درد...
ادامه مطلب
وقتی کنارتم، وقتی لمست میکنم انگار دنیا مال منه! نمی دونم این همه حس آرامش از کجا میاد تو وجودم! وقتی باهاتم حس خیلی فوق العلاده ای دارم.حسی که میدونم نمی تونم با کس دیگه ای داشته باشم. خودتم بهم میگی که جز تو نمی تونم با کس دیگه ای باشم.بنظرم حق با توئه! منم بعید میدونم کسی بتونه مثل تو منو انقدر پر از احساس کنه. با این وضع چطور اگه نباشی زندگی کنم؟ من دیوونه وار دیوونتم!...
ادامه مطلب