امروز خیلی ناراحت بودم، دیشب وقتی بهت پیام دادم گفتم دلم میخوادت دلم میخواست مثل قدیما بگی منم همینطور یا یه همچین چیزی، اما فقط سکوت بود. شب که دیدمت یجوری رفتار کردی انگار نه انگار. هیچی نگفتم اما با درد بدی خوابیدم.تو ماشین که در موردش حرف زدیم بهت گفتم دیگه خسته شدم. گفتم من بازنده ی نهایی این رابطه ام. گفتم داغونم کردی... گفتی ۶ ماه صبر کردی ۱ ماه دیگه هم صبر کن.گفتم باشه اما میدونم درست نمیشه... تا ۱۶ بهمن یک ماه میمونه ولی باشه بازم صبر میکنم اما بعدش دیگه نه!
برچسب:
نویسنده: نگار کریمیپور