خرید بک لینک

۱۳۹۶/۰۷/۰۵


دومین سالگرد ما!

چقدر زود دوسال شد! از روز اولی که شروع کردیم تا امروز فکر نمیکردم به اینجاها کشیده بشیم. فکر نمیکردم انقدر عمیق زندگیمون با هم درگیر بشه. خیلی خوب امروز رو برای دفعه اول یادمه! وقتی جلوی آینده ایستاده بودیم و بغلم کرده بودی و صورتت کنار صورتم بود! خیلی خوب اون لحظه رو یادمه. ازم پرسیدی به چی فکر میکنم. به تو فکر میکردم. اینکه باورم نمیشد اون صحنه ای که بارها و بارها تصورش کرده بودم واقعی شده بود! تو واقعی بودی ، منم کنارت بودم. دیگه اون لحظه چی میتونستم از خدا بخوام به جز اینکه روزهای خوب همینطور بی وقفه ادامه داشته باشن! روزهای خوب در کنار تو برای من ادامه داشتن! روزهای خوب پر از عشق و هیجان! خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم حتی! عشق من یادته بهم گفتی اگه به حرفات گوش بدم ، اگه باهات باشم میتونم زندگی خوب و شادی داشته باشم!؟ از اون روز هر وقت در کنار تو بودم واقعا خوشحال و آروم بودم. من عاشق تک تک لحظه هایی هستم که در کنارت گذروندم. حتی اگه آینده محکوم به فنا باشه اما من هیچوقت پشیمون نمیشم. هر روز که میگذره نسبت بهت عشق بیشتری پیدا میکنم. نمیدونم چطوری یه روز قراره اجازه بدم بری! نمیدونم چطور جرأت اینو پیدا میکنم. اما واقعا الان نمیخوام که بری! میخوام که حتی اگه زمانش کمه ولی بازم ادامه داشته باشه. من با همه ی وجودم دوستت دارم عشقم. دومین سالگردمون مبارک باشه

نوشته شده توسط لیلا در ساعت | لینک |

برچسب: نویسنده: نگار کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 10:06

صفحه بندی