چقدر باید اشک بریزم و نبینی؟
چقدر باید فریاد بزنم دوستت دارم و نشنوی؟
تا کی باید منتظر بمونم و نیایی؟
این تنهایی ، این رنج و این عذاب کی تموم میشه؟
این قلب من از بی تو بودن کی از حرکت می ایسته؟
این روزهای بی تو کی تموم میشه ؟
فکر کردن به فردا تمام آرزوهامو از بین میبره
فردایی که میاد و تو بازم کنار من نیستی!
کاش روزهای بی تو بودن تموم بشه ، کاش روزی بیاد که بهم بگی دیگه دلتنگی ها تموم شد ، کاش روزی بیاد که بغلم کنی و بگی تنهایی هات دیگه تموم شد...
حیف که تمام این حرفا هیچوقت به واقعیت تبدیل نمیشن
اونی که از این به بعد همیشه منو در آغوش میگیره تنهایی و حسرته...
برچسب: روزهای,
نویسنده: نگار کریمیپور