خرید بک لینک
میزان درد و رنجی که تو زندگی هر آدمی وجود داره رو فقط همون آدم میتونه درک کنه، از بیرون نگاه کردن به زندگی بقیه و قضاوت کردن درموردشون خیلی راحته.اما فقط خود اون آدمه که میدونه اون شرایط چقدر سخت و غیر قابل تحمله. روزها که میگذرن من غمگین تر و غمگین تر میشم.شاید تو هیچ تقصیری نداشته باشی.شاید با خودت بگی که داری تمام تلاشتو میکنی که با من هم باشی اما حقیقت اینه که هرچی بیشتر تلاش کنی من بیشتر ازت انتظار دارم.همینطور که زمان میگذره وابستگی و علاقه من هم بیشتر میشه.آدم وقتی یکی رو دوست داره دلش میخواد کانون توجه اون فرد باشه.دوست داره اون آدم همش کنارش باشه.روزها که میگذره من بیشتر از قبل میترسم.میترسم آخر داستان ما خوب نباشه.نمیدونم آینده چطور میشه.هرچند از اولش هم با دونستن اینکه آینده ای برای ما وجود نداره قبول کردم که با هم باشیم اما خب دلم رو نمیتونم راضی کنم.نمیدونم باید چیکار کنم.شاید بهترین کار اینه که زود ازت فاصله بگیرم و بذارم همه چی تموم بشه.خیلی دارم تلاش میکنم این تصمیم رو بگیرم اما واقعا سخته.این سخت بودن رو فقط و فقط من میفهمم.میدونم که نمیشه خیلی با هم باشیم چون تو اینو نمیخوای چون تو هیچ وابستگی به من نداری.میدونم اگه بخوای راحت فراموشم میکنی.اما من چی؟...

برچسب: پایان نامه,پایان سریال کوزی گونی,پایان نامه های دانشگاه تهران,پایان سریال شمیم عشق,پایان نامه معماری,پایان سریال فاطما گل,پایان سریال روزی روزگاری,پایان چت,پایان سریال برگ ریزان,پایان سریال کارادایی, نویسنده: نگار کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 18:32

صفحه بندی