خرید بک لینک

فکر میکردم زندگی همه ی چهره های بدشو بهم نشون داده

بعضی وقتا که اطرافیان ازم میپرسیدن چی ناراحت میکنه با قطعیت میگفتم هیچی دیگه تو این دنیا منو ناراحت نمیکنه گفتم زندگی فقط یه مرگ رو به من نشون نداده که متاسفانه امروز اونم نشونم داد.

جونم رفت

عزیزم رفت، جونم رفت ،زندگیم رفت و من چه رکب بزرگی از روزگار خوردم

گاهی وقتا که با هم دعوا میکردیم میگفتم خدایا مسیر ما رو جدا کن بذار هرکی بره دنبال زندگیش نمیدونستم این مسیر ۱۲ ساله ی ما با مرگ از هم جدا میشه آخر

عزیزم جوون مرگ شد زیر بار فشار زندگی. برای اینکه بتونه بدهی هاشو بده شبانه روز کار کرد آخرشم جسمش کم آورد.

خدا کسایی که تو این چندسال همش سنگ زیر پاش انداختن و نذاشتن روی خوش ببینه رو هیچوقت نبخشه

امیدوارم همونطور که عزیز من جلو چشام پرپر شد عزیزشون جلوچشاشون پرپر بشه

برچسب: نویسنده: نگار کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 13 مرداد 1405 ساعت: 3:21

صفحه بندی