
امشب اومدم بام لندیادم افتاد هیچوقت منو اینجا نیاورد همیشه با دوستاش میاومد اینجا.هرجا که میرم میبینم چقدر فرصت داشتیم که با هم وقت بگذرونیمخوش بگذرونیم اما من زن خونه شده بودم و اونم بی حوصله تر از اونی که بخواد با من وقت بگذرونهیه آدم بی حال و بی رمق و بی انرژی که تموم شادی و نشاط منو گرفتبه این فکر میکنم که چقدر پارتنری که شبیه خودت باشه میتونه تو روحیه ات تاثیر بهتری بذارهمن همیشه گول ۶ ماه اولو که مثل ماه عسله خوردم و بعد تو رابطه های اشتباه طولانی مدت گیر کردم و دست و پا زدمچقدر حس غریبی دارم این روزا مخصوصا اینکه میدونم اون با یکی دیگه اوکی شد و من به هیچیش نیستم و من هنوز به این گوشی منتظرانه و ابلهانه نگاه میکنمهر از گاهی به خودم میگم لعنت به روزی که باهاش آشنا شدم...
ادامه مطلب
دیگه ازت هیچ انتظاری ندارم.دیگه نمیگم چرا زنگ نزدی، چرا حالمو نپرسیدی،چرا به یادم نیستی.چون دیگه همه چی بین ما تموم شده.گفتم روی قسم میمونم. مطمئن باش هستم . دارم تو رو با اون دوتا دلیلی که براش زنده هستی و زندگی میکنی تنها میذارم.من دیگه راحتت میذارم.البته اگه دلیل ناراحتیت فقط من بوده باشم......
ادامه مطلب
حتی با اینکه هر لحظه منتظرم اما دارم خیلی مقاومت میکنم.دارم تمام تلاشم رو میکنم که ازش فاصله بگیرم.که پامو از زندگیش بکشم بیرون. که سعی نکنم خودم رو به زور تو لحظه هاش جا کنم. که سعی نکنم همش بهش یادآوری کنم که منم هستم! حتی با اینکه اینهمه درد آوره اما میخوام که بذارم بره. نمیخوام به اجبار با کسی باشه که بودن و نبودنش براش فرقی نداره. با کسی باشه که براش هیچ مفهومی نداره!...
ادامه مطلب
یه وقتایی انقدر دلتنگ میشم که آرزو میکنم کاش دقیقا همون لحظه کنارم بودی تا بغلت میکردم و با بوییدن عطر تنت آروم میگرفتم! یهو این گوشی لعنتی و برمیدارم و دلم میخواد یه عالمه حرف برات بنویسم و تهش بگم د...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۳۱ نمیدونم چه حسی دارم میدونم این روزا حس میکنی ازت ناراحتم ، میدونم حس میکنی نسبت بهت سرد شدم ، بهم میگی عوض شدم ، میگی قبلا حتی یه هفته دوریت رو هم نمیتونستم تحمل کنم ، الانم نمیتونم تحمل کنم ، یه هفته که هیچی یه روزم برام سخته . با این وجود منم حس میکنم یجوری شدم! اما نمیتونم کاریش کنم. و...
ادامه مطلب