
۱۳۹۶/۱۱/۱۱بازم هیجاناین یکی دو هفته برام سخت گذشت. یجورایی میترسیدم که یهو اتفاقی بیافته و بیمارستان بستری بشم. جدای از بستری شدن ممکن بود خیلی چیزا مشخص بشه. خیلی سعی کردم آروم باشم و نذارم اتفاقی بیافته. خدا رو شکر دوباره همه چی خوب شد و برگشت به حالت اول. وقتی از سونوگرافی بهت زنگ زدم و گفتم همه چی برطرف شده خیلی خوشحال بودم. دوباره هیجان به زندگیم برگشت و از اون استرس دور شدم. بعدشم که یه روز عالی با هم داشتیم و همه نگرانی ها از تنم در اومد. نوشته شده توسط لیلا در ساعت | لینک | Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۵/۱۰ بازم تو نیستی خدا میدونه که چقدر دلم میخواد باهات به یه سفر برم.فارغ از همه ی ترس ها و نگرانی ها. اما من میرم سفر ولی تو کنارم نیستی. بهت گفتم وقتی از هم دوریم ازم خبر بگیری اما یک هفته هم گذشته و خبری نیست. دلم به حال خودم میسوزه. این همه چشم انتظاری و ناامیدی! مگه من چقدر توانایی دارم! دلم خیلی برات تنگ شده... واسه تویی که حتی نمیدونی من تو چه حالیم! نوشته شدهتوسطلیلادرساعت|لینک | ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۳/۱۲ بازم یه دردسر دیگه! وقتی همه چی آرومه و اوضاع خوب پیش میره ، مطمئنم که قراره یکی به زودی یه گندی به زندگیم بزنه ! بلاخره دیروز اون شخص خودش رو نشون داد و گند زد به زندگی ما! نمی دونم چرا مردم دست از سر ما برنمیدارن! از تجسس تو زندگی ما چی نصیبشون میشه؟ چرا هیچکس چشم دیدن ما رو نداره؟ از دیروز که گفتی تو محل کارت چی شده خیلی ناراحتم. از این آدم های کثیف خسته ام نوشته شدهتوسطلیلادرساعت|لینک | ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۳/۱۶ بازم اتفاقای بد وقتی یه زن عاشق میشه ، براش مهم نیست مردش خوبه یا بد! قضاوتش نمیکنه ، حتی اگه بدونه که مردش یجاهایی لایی کشیده ، بازم به روی خودش نمیاره. وقتی یه زن عاشق میشه حتی اگه بترسه ، حتی اگه بدونه آخرش خیلی درد میکشه ، بازم همه ی شجاعتش رو جمع میکنه و تا آخرش میره. چرا با این که خ...
ادامه مطلب
۱۳۹۶/۰۲/۱۷ بازم استرس نمیدونم چرا این ماه پر از استرس بود! به خیال خودم اردیبهشت فصل گردش و عشق و خوشگذرونی بود ، اما فقط تو این ماه ناراحتی کشیدم.اینم از الان! خیلی نگرانم. نمیدونم چی میشه اگه فکری که میکنم واقعیت داشته باشه، رسما دیگه بدبخت میشم.نمیدونم باید چیکار کنم. قدرت تصمیم گیریم رو از دست د...
ادامه مطلب